مالک بن انس
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | مالک بن انس بن مالک بن ابوعامر |
| لقب | کنیهاش ابوعبدالله |
| تاریخ تولد | سال۹۳ یا ۹۵ق |
| محل زندگی | مدینه |
| تاریخ وفات | سال ۱۷۹ق در عصر هارون عباسی |
| محل دفن | بقیع |
| شهر وفات | مدینه |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | امام صادق(ع)، رَبیعة الرأی، ابن شهاب زُهری و ... |
| شاگردان | محمد بن ادریس شافعی |
| محل تحصیل | مدینه |
| تألیفات | المُوَطَّأ |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| سیاسی | عدم همراهی با قیام نفس زکیه |
| اجتماعی | صاحب منزلت در دربار حاکمان عباسی، از مهمترین فقها در عصر هارون |
| شناخته شده برای | از تابعین و از فقهای چهارگانه اهلسنت |
مالک بن اَنس (۹۳-۱۷۹ق) معروف به امام مالک از فقهای چهارگانه اهلسنت که فقه مالکی به او منسوب است. مالک بن انس، علیرغم شاگردی امام صادق(ع) و نقل روایات از ایشان، فضایل امام علی(ع) از جمله حدیث رایت را نیز نقل کرده است. او امام صادق(ع) را برترین از نظر علم، تقوا و ورع میدانست و از هیبت و خوف الهی ایشان در هنگام تلبیه سخن گفته است.
مالک بن انس بهعنوان نماینده فقه حدیثگرا در مدینه و نمادی برای سنتگرایان شناخته میشد. به گفته محققان، مالک بن انس بر سنت تأکید فراوان داشت و آن را بهترین بخش دین میدانست و اصحاب رأی (طرفداران اجتهاد و قیاس) را از دشمنان اهل سنت میدانست و از آنان دوری میکرد. برخی او را از اولین کسانی میدانند که عمل به رأی را بدعت میدانست.
در اعتقادات نیز مالک پیرو حدیث و ظواهر شناخته میشد و در مسائل اعتقادی کوتاه پاسخ میداد تا تنها در مورد آنچه نص وجود دارد، سخن بگوید؛ او ایمان به استوای بر عرش را واجب میدانست و براساس ظاهر قرآن، دیدن خدا در آخرت را ممکن اما در دنیا را غیرممکن میدانست. او همچنین با برخی روایات دیگر مانند پاک دانستن سگ و خوک و مسئله رضاع کبیر مخالفت میکرد و در مورد حدیث شستن ظرفی که سگ در آن آب خورده و عمل عمر بن خطاب در کندن کنه از شتر در حال احرام، ابراز تردید یا مخالفت مینمود.
براساس گزارش مورخان، مالک بن انس، که ابتدا در امور اجتماعی فعال بود، اما بهتدریج ۲۵ سال منزوی شد و در سال ۱۷۹ق در مدینه درگذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. «المُوَطَّأ»، اولین کتاب حدیثی مرتبشده براساس ابواب فقهی، اثر مالک بن انس است که به دستور منصور دوانیقی تألیف شده است.
جایگاه

مالک بن انس،[۱] معروف به امام مالک،[۲] امام دارالهجره (مدینه)،[۳] و امام اهل حجاز[۴] دومین فقیه از فقیهان مذاهب چهارگانه اهل سنت است[۵] که مذهب مالکی به او نسبت داده میشود.[۶] او توسط محمد بن ادریس شافعی «حجت خداوند بر بندگان» نامیده شده[۷] و صحیحترین سند از دیدگاه محمد بن اسماعیل بخاری، روایت مالک از نافع از عبدالله بن عمر است.[۸]
مالک در ۱۷ سالگی تدریس را شروع کرد[۹] و در ۲۱ سالگی به فتوا دادن پرداخت.[۱۰] او فقیه برجسته مدینه در نیمه دوم قرن دوم هجری بود[۱۱] و در زمان هارون به اوج اعتبار رسید.[۱۲] مذهب مالکی بیشتر در غرب جهان اسلام رواج یافت[۱۳] و مالک در اواخر عمر از جایگاه ویژهای در دربار عباسیان برخوردار بود.[۱۴]
زندگینامه
مالک بن انس بن مالک بن ابوعامر[۱۵] در سال ۹۳ق[۱۶] یا ۹۵ق[۱۷] در مدینه متولد شد.[۱۸] جد او، ابوعامر، پس از جنگ بدر از یمن به مدینه مهاجرت کرد، مسلمان شد و در تمامی غزوات حضور داشت.[۱۹] مالک که بهدلیل انتساب به قبیله یمنی «ذیاصبح»[۲۰] با لقب «اصبحی»[۲۱] نیز شناخته میشود، دارای کنیه ابوعبدالله،[۲۲] از نژاد عرب[۲۳] و جزو تابعین بود.[۲۴] او تمام عمر خود را در مدینه گذراند و تنها برای انجام مناسک حج به مکه سفر کرد[۲۵]
خانهنشینی و درگذشت
به گفته مورخان، مالک بن انس در ابتدا در امور اجتماعی فعال بود و در نماز جماعت، جمعه و تشییع جنازهها شرکت میکرد[۲۶] و با یارانش در مسجد به گفتگو مینشست. اما بهتدریج از این فعالیتها کنارهگیری کرد و حتی در نماز جماعت و جمعه نیز حاضر نشد.[۲۷] این دوران انزوا ۲۵ سال به طول انجامید و پس از آن در سال ۱۷۹ق، در دوران خلافت هارون عباسی[۲۸] در مدینه درگذشت.[۲۹] پس از اقامه نماز توسط حاکم مدینه،[۳۰] پیکر او در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.[۳۱]
دلایل احتمالی خانهنشینیاش، ترس از دیدن منکری که قادر به تغییرش نیست[۳۲] یا ناتوانی در بیان عذر موجه برای غیبتهایش ذکر شده است.[۳۳]
مالک و اهلبیت(ع)
مالک بن انس روایاتی در فضایل امام علی(ع) نقل کرده است،[۳۴] از جمله حدیث رایت. در این حدیث آمده است که پیامبر(ص) وعده دادند پرچم را به دست فردی بدهند که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا نیز او را دوست دارد. این فرد، حمله کننده و نه فراری (کَرّار غیر فرار) است و خداوند فتح را توسط او رقم خواهد زد، درحالیکه جبرئیل(ع) و میکائیل(ع) او را همراهی میکنند. سپس پیامبر(ص) پرچم را به دست امام علی(ع) دادند.[۳۵]
طبق گفته احمد پاکتچی، مالک بن انس در نقل برخی روایات، عملکرد عثمان را بهطور ضمنی نقد کرده است.[۳۶] بااینحال، برخی معتقدند که مالک، عثمان را برتر از امام علی(ع) میدانسته[۳۷] و با اهلبیت(ع) دشمنی داشته است.[۳۸]
مالک، امامت نفس زکیه را بهدلیل بیعتی که در اواخر دوره بنیامیه برای او گرفته شده بود و منصور عباسی نیز در آن حضور داشت، صحیحتر از امامت منصور میدانست.[۳۹] او همچنین بیعت اجباری را صحیح نمیشمرد و به بیعت با منصور کنایه میزد.[۴۰] مالک برای صحابه پیامبر(ص) ارزش زیادی قائل بود و معتقد بود که اگر کسی حتی در دل خود نسبت به صحابه کینهای داشته باشد، نباید از “فیء” (غنایم) سهمی به او تعلق گیرد.[۴۱]
امام صادق(ع)
مالک بن انس:
«خدمت امام صادق رسیدم... ایشان میفرمود: اى مالک من تو را دوست دارم. من از این اظهار او خرسند میشدم... او (امام صادق(ع)) مردى بود که همیشه حداقل یکی از این سه حالت را داشت؛ روزه داشت یا نماز میخواند یا ذکر میگفت. او از بزرگان عابدان و زاهدان بود.»[۴۲]
مالک بن انس، مدتی شاگرد امام جعفر صادق(ع) بود[۴۳] و روایاتی از ایشان نقل کرده است.[۴۴] محمدتقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی ذکر کرده که مالک کتابی نوشته و در آن تنها روایاتی را که از امام صادق(ع) شنیده بود، گرد آورده است.[۴۵]
از مالک نقل شده که هیچ کس در علم، تقوا و ورع، برتر از جعفر بن محمد (امام صادق(ع)) ندیده و نشنیده است.[۴۶] همچنین مالک بیان کرده که در سفری به حج همراه امام صادق(ع) بود و زمانی که قصد تلبیه گفتن داشت، از شدت هیبت و خوف الهی، صدایش قطع میشد و نزدیک بود از مرکب به زمین بیفتد.[۴۷] گفتارهای دیگری نیز از مالک در مورد امام صادق(ع) نقل شده که بر فضیلت و مقام علمی و معنوی ایشان دلالت دارد.[۴۸]
مالک در کتابهای حدیثی شیعه
شیخ صدوق، روایاتی را از مالک بن انس[۴۹] در کتابهای امالی،[۵۰] خصال[۵۱] و ثواب الاعمال و عقاب الاعمال[۵۲] نقل کرده است. همچنین قاضی نعمان، از دانشمندان شیعه اسماعیلی در قرن چهارم هجری، از مالک حدیث نقل کرده است.[۵۳] علاوهبر این، ابنشهرآشوب (قرن ششم)[۵۴] و محقق اربلی (قرن هفتم)[۵۵] نیز از مالک حدیث نقل کردهاند.
فقه مالکی و حدیثگرایی

به گفته پژوهشگران، مالک، نماینده فقه حدیثگرا در مدینه، که نمادی برای گرایشهای سنتگرایانه بود،[۵۶] شناخته میشد.[۵۷] مالک اصرار زیادی بر سنت داشت[۵۸] و معتقد بود که سنت، بهترین بخش دین است.[۵۹] ابونعیم اصفهانی، عالم قرن پنجم، از مالک نقل کرده که باید از اصحاب رأی دوری کرد، زیرا آنها دشمنان اهلسنت هستند.[۶۰] برخی نیز مالک را از اولین افرادی دانستهاند که عمل به رأی (استفاده از قیاس و اجتهاد شخصی برای استنباط احکام شرعی) را بدعت میدانست.[۶۱]
گفته شده که مالک در اعتقادات نیز پیرو حدیث و ظواهر آن بود. هنگامی که از مسائل اعتقادی سوال میشد، پاسخهای کوتاه میداد تا تنها در آنچه نص وجود دارد، سخن بگوید.[۶۲] او ایمان به استوای بر عرش را واجب میدانست.[۶۳] مالک بر اساس ظاهر قرآن معتقد بود که دیدن خدا در آخرت و نه در دنیا واقع خواهد شد[۶۴] و دلیل این مطلب را ظاهر قرآن میدانست.[۶۵]
به گفته محققان، مالک، علیرغم گرایش به حدیث، پایبندی شدیدی به ظاهر قرآن داشت و احادیثی که با ظاهر قرآن در تضاد بودند را رد میکرد.[۶۶] او همچنین با برخی روایات دیگر نیز مخالفت میکرد؛ بهعنوان مثال، سگ و خوک را پاک میدانست و نیمخورده آنها را بسته به اینکه با آب یا غیر آب تماس داشته باشد، مکروه یا مباح برمیشمرد.[۶۷] در مورد حدیثی که شستن ظرفی را که سگ در آن آب خورده، هفت بار واجب میداند، مالک اظهار بیاطلاعی از حقیقت آن کرد.[۶۸] همچنین، او در مورد عمل عمر بن خطاب در کندن کَنه از شتر در حال احرام، ابراز اکراه نمود[۶۹] و مسئله رضاع کبیر، که از عایشه نقل شده بود را نمیپذیرفت.[۷۰] محققان بر این باورند که مالک در موارد متعددی با روایات مخالفت کرده است.[۷۱]
| فقهای چهارگانه اهل سنت | ||
|---|---|---|
| ابوحنیفه | ||
| مالک بن انس | ||
| محمد بن ادریس شافعی | ||
| احمد بن حنبل | ||
ابهام مورخان در اصحاب رأی بودن مالک
براساس نقل محققان، علیرغم اینکه مالک بهعنوان برجستهترین نماینده فقه حدیثگرای مدینه شناخته شده[۷۲] و مواضع او در مخالفت با اصحاب رأی ذکر شده است،[۷۳] ابنقتیبه دینوری، مورخ قرن سوم، او را بدون هیچ توضیحی در زمره اصحاب رأی قرار داده است.[۷۴] شیخ حر عاملی نیز در کتاب وسائلالشیعه، به نقل از برخی، مالک را از اصحاب رأی محسوب کرده است.[۷۵]
برخی محققان نیز با توجه به رویکرد مالک در سنجش احادیث با عقل، او را از اصحاب رأی دانستهاند.[۷۶] از جمله شواهدی که برای این ادعا ذکر شده، وجود نظرات و اجتهادهای شخصی مالک در کتاب الموطأ است.[۷۷] او در این کتاب بارها از تعابیر «أری؛ معتقدم» و «لا أری؛ معتقد نیست)»[۷۸] و کلمات مشابه استفاده کرده که نشاندهنده استنباط و رأی شخصی او در مسائل فقهی است.[۷۹]
مالک و قیام نفس زکیه
به گفته تاریخنگاران، مالک بن انس، با وجود عدم همراهی با قیام نفس زکیه در سال ۱۴۵ق علیه منصور عباسی،[۸۰] در پاسخ به سوالات مردم درباره تکلیف بیعتشان با منصور،[۸۱] اعلام کرد که این بیعت از روی اجبار بوده و ارزشی ندارد.[۸۲] این فتوا منجر به شکستن بیعت مردم با منصور و پیوستن آنها به نفس زکیه شد.[۸۳] متعاقب این واقعه، حاکم مدینه بهدلیل همین فتوا، مالک را دستگیر[۸۴] و ۷۰ ضربه شلاق بر او زد.[۸۵]
درباره دلیل شلاق خوردن مالک توسط حاکم مدینه، دو دیدگاه وجود دارد: برخی مورخان معتقدند این اتفاق بهدلیل فتوای مالک مبنی بر صحیح نبودن طلاق اجباری بوده است.[۸۶] در مقابل، برخی محققان این حکایت را تحریف شده میدانند و باور ندارند که فقیهی مشهور بهخاطر مسئلهای فرعی شلاق خورده باشد.[۸۷] بااینحال، گفته شده، با گذشت زمان، روابط منصور با مالک بهبود یافت و مالک در دربار عباسیان به مقام و منزلت رسید.[۸۸]
اساتید، شاگردان و آثار
مالک، علاوهبر امام صادق(ع)[۸۹] نزد اساتیدی[۹۰] چون ربیعة الرأی، ابنهرمز، ابنشهاب زهری و نافع بن عبدالرحمن شاگردی کرد.[۹۱] محمد بن ادریس شافعی از شاگردان مالک بن انس شناخته میشود.[۹۲]
کتاب فقهی «المُوَطَّأ» تالیف مالک بن انس است.[۹۳] او این کتاب را به دستور منصور دوانیقی[۹۴] و با تأیید ۷۰ تن از فقهای مدینه[۹۵] در طول ۴۰ سال تألیف کرد.[۹۶] «الموطأ» بهعنوان اولین کتاب حدیثی که براساس ابواب فقهی مرتب شده، شناخته میشود.[۹۷] گفته شده با وجود پیشنهاد منصور عباسی مبنی بر ارسال این کتاب به سراسر مناطق اسلامی و تدریس آن، مالک این پیشنهاد را نپذیرفت.[۹۸] آثار دیگری چون «الرد علی القدریه» و «رساله الی هارون الرشید» نیز به مالک منسوب است.[۹۹]
پانویس
- ↑ نووى، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۳۰۱.
- ↑ ابنصاعد اندلسى، التعریف بطبقات الأمم، ۱۳۷۶ش، ص۱۷.
- ↑ جزرى، غایة النهایة فی طبقات القراء، ۱۴۲۹ق. ج۲، ص۹۴۱.
- ↑ ابناثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۲۶۳.
- ↑ توکلی، چهار امام اهل سنت و جماعت، ۱۳۷۷ش، ص۵۹.
- ↑ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷۴.
- ↑ «مالک بن أنس»
- ↑ حسینى، التذکرة بمعرفة رجال الکتب العشرة، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۴۳۶.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفية، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۰.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۸۴.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۸۴.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۸۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، مقدمه ج۱، ص۲۲.
- ↑ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷۵.
- ↑ نووى، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۳۰۱.
- ↑ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۳۷۶.
- ↑ خزرجى، العقد الفاخر الحسن، ۱۴۳۰ق، ج۴، ص۱۷۵۹.
- ↑ «مالک بن أنس»
- ↑ کوکب عبید، فقه العبادات على المذهب المالکی، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۱۱.
- ↑ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۳۷۵.
- ↑ کحاله، معجم المؤلفین، ۱۳۷۶ق، ج۸، ص۱۶۸.
- ↑ نووى، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۳۰۱.
- ↑ «مالک بن انس»
- ↑ «مالک بن انس»
- ↑ «مالک بن أنس»
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۶۸.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۲.
- ↑ ابنجوزی، صفة الصفوة، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۱۲۱.
- ↑ «مالک بن أنس»؛ ابنسعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۶۸.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۴۵.
- ↑ کحاله، معجم المؤلفین، ۱۳۷۶ق، ج۸، ص۱۶۸.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۲.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۲.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۹۶.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۱، ص۲۱۹.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۹۶.
- ↑ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، مقدمة، ص۵۱.
- ↑ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، مقدمة، ص۵۲
- ↑ سلاوی، شهاب الدين، الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی، تحقق: جعفر الناصری/ محمد الناصری، دار الكتاب - الدار البيضاء، ج۱، ص.۲۰۵
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۸ق، ج۷، ص۵۵۹.
- ↑ مظهری، التفسیر المظهری، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۲۴۵.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۶۷.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۸۴.
- ↑ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷۴.
- ↑ مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۰.
- ↑ ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۴۸.
- ↑ شیخ صدوق، الأمالی، ۱۴۰۰ق، ص۱۶۹.
- ↑ شیخ صدوق، الأمالی، ۱۴۰۰ق، ص۱۶۹.
- ↑ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، خاتمه ج۸، ص۳۳۵.
- ↑ شیخ صدوق، الأمالی، ۱۴۰۰ق، ص۷۰.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۶۷.
- ↑ شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ۱۴۰۶ق، ص۱۰.
- ↑ قاضی نعمان، شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۷۶.
- ↑ ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۲۰۷.
- ↑ اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۱۵۶.
- ↑ پاکتچی، «اسلام»، ج۸، ص۴۴۵.
- ↑ پاکتچی، «اسلام»، ج۸، ص۴۴۴.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۱.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۱.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص۳۲۷.
- ↑ خوانسارى، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۲۳.
- ↑ لحمر، الامام مالک مفسرا، ۲۰۰۰م، ص۶۱.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۴.
- ↑ لحمر، الامام مالک مفسرا، ۲۰۰۰م، ص۶۴.
- ↑ لحمر، الامام مالک مفسرا، ۲۰۰۰م، ص۶۴.
- ↑ پاکتچی، «اسلام»، ج۸، ص۴۴۵.
- ↑ ابنالجلاب، التفریع فی فقه الإمام مالک بن انس، ۲۰۰۷م، ج۱، ص۵۲.
- ↑ مالک بن انس، الموطأ، ۲۰۰۴م، ج۱، ص۳۰۲.
- ↑ مالک بن انس، الموطأ، ۲۰۰۴م، ج۳، ص۵۲۱.
- ↑ طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۱۲۱.
- ↑ طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۱۲۲.
- ↑ پاکتچی، «اسلام»، ج۸، ص۴۴۵.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص۳۲۷.
- ↑ ابن قتیبة، المعارف، ۱۹۹۲ق، ص۴۹۸.
- ↑ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، مقدمه، ص۵۲.
- ↑ طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۱۲۵.
- ↑ طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۱۲۷.
- ↑ طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۱۲۷.
- ↑ طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۱۲۷.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۵۶۰.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۵۶۰.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ ابن قتیبة، المعارف، ۱۹۹۲ق، ص۴۹۹.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص۳۱۶.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۸۸.
- ↑ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷۵.
- ↑ پاکتچی، «مالک»، ج۱، ص۸۴.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۰.
- ↑ لحمر، الامام مالک مفسرا، ۲۰۰۰م، ص۳.
- ↑ بیهقی، احکام القرآن، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۶.
- ↑ محمد الخضر حسین، «نظرة فی حیاة: الإمام مالک بن أنس»، ص۵۵۳.
- ↑ الدِّينَوري، الإمامة والسياسة، تحقیق الشيري، ج۲، ص۲۰۳.
- ↑ مالک بن انس، «الموطأ»، مقدمه، ۱۹۸۹م، ص۳.
- ↑ مناوى، طبقات الصوفیة، ۱۹۹۹م، ج۱، قسم دوم، ص۴۲۱.
- ↑ مالک بن انس، «الموطأ»، مقدمه، ۱۹۸۹م، ص۳.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۶۸.
- ↑ لحمر، الامام مالک، ۲۰۰۰م، ص۴.
منابع
- ابنقتیبة، عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، قاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲م.
- ابناثیر، مبارک بن محمد، المختار من مناقب الأخیار، امارات، مرکز زاید للتراث و التاریخ، ۱۴۲۴ق.
- ابنالجلاب، عبیدالله بن حسین، التفریع فی فقه الإمام مالک بن أنس، محقق: سید کسروی حسن، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۲۰۰۷م.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، محقق محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، صفة الصفوة، محقق ابراهیم محمد رمضان، سعید محمد لحام، بیروت، دارالکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۲۳ق.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
- ابنصاعد اندلسى، التعریف بطبقات الأمم، تهران، مرکز پژوهشى میراث مکتوب، ۱۳۷۶ش.
- ابنعساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۵ق.
- ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، السعادة، بجوار محافظة مصر، ۱۳۹۴ق.
- اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: هاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنیهاشمی، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
- بیهقی، احمد بن حسین، احکام القرآن للشافعی، قاهرة، مکتبة الخانجی، ۱۹۹۴م.
- پاکتچی، احمد، «اسلام»، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۷ش.
- پاکتچی، احمد، علیخانی، علیاکبر، «شافعی» اندیشه سیاسی متفکران مسلمان، ج۱، تهران، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۹۰ش.
- توکلی، محمدرئوف، چهار امام اهل سنت و جماعت، بیجا، توکلی، ۱۳۷۷ش.
- جزرى، محمد بن محمد، غایة النهایة فی طبقات القراء، مصر، دارالصحابة للتراث، ۱۴۲۹ق.
- حسینى، محمد بن على، التذکرة بمعرفة رجال الکتب العشرة، محقق رفعت فوزى عبدالمطلب، قاهره، مکتبة الخانجی، ۱۴۱۸ق.
- خزرجى، على بن حسن، العقد الفاخر الحسن فی طبقات أکابر أهل الیمن، صنعا، مکتبة الجیل الجدید، ۱۴۳۰ق.
- خوانسارى، محمدباقر بن زینالعابدین، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، محقق اسدالله اسماعیلیان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق.
- سبحانی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۸ق.
- سلاوی، شهاب الدين، الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی، تحقق: جعفر الناصری/ محمد الناصری، بیجا، دار الكتاب - الدار البيضاء، بیتا.
- شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسه آلالبیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- شیخ صدوق، الامالی، اعلمی، بیروت، چاپ پنجم، ۱۴۰۰ق.
- شیخ صدوق، الخصال، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
- شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دارالشریف الرضی، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
- طرابیشی، جرج، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، بیروت، دارالساقی، ۲۰۱۰م.
- قاضی نعمان مغربی، نعمان بن محمد، شرح الاخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- کوکب عبید، فقه العبادات على المذهب المالکی، دمشق، مطبعة الإنشاء، ۱۹۸۶م.
- کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، دارإحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۷۶ق.
- لحمر، حمید، الامام مالک مفسرا، بیروت، دارالفکر، ۲۰۰۰م.
- مالک بن انس، الموطأ، المحقق: محمد مصطفى الأعظمی، امارات، مؤسسة زاید بن سلطان آل نهیان، ۲۰۰۴م.
- مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحبقرانی، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
- محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
- محمد الخضر حسین، «نظرة فی حیاة: الإمام مالک بن أنس»، مجله الهدایه الاسلامیه، المجلد السادس، جمادی الاولی ۱۳۵۳ق.
- مظهری، محمد ثناءالله، التفسیر المظهری، تحقیق: غلام نبی تونسی، پاکستان، مکتبة رشدیة، ۱۴۱۲ق.
- مناوى، محمد عبدالرؤوف بن تاج العارفین، طبقات الصوفیة (الکواکب الدریة فی تراجم السادة الصوفیة)، محقق: محمد ادیب جادر، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۹م.
- نووى، یحیى بن شرف، تهذیب الأسماء و اللغات، مصحح عامر غضبان، دمشق، دارالرسالة العالمیة، ۱۴۳۰ق.